صفحه اصلياخباراطلاعیه هاکارگاه هادرباره ماتماس با ماEnglish
بررسي تاثيرات جهاني شدن بر كشور مغرب

بررسي تاثيرات جهاني شدن بر كشور مغرب

چکیده:

این تحقیق در پی بررسی آثار و پیامدهای جهانی شدن بر کشور مغرب در حوزه های سیاسی-اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برآمده است. در این تحقیق ضمن بررسی نظریه ها و ابعاد مختلف جهانی شدن، نظریه فرانوگرایی را برای بررسی تأثیرات جهانی شدن بر وضعیت سیاسی-اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور مغرب انتخاب کرده ایم. روند دموکراسی سازی، خصوصی سازی و افزایش بازیگران غیر دولتی و همچنین ارتباطات فزاینده بین بازیگران (دولتی و غیر دولتی) داخلی و خارجی - که در نتیجه رشد فناوری های ارتباطی در عصر جهانی شدن شدت گرفته است- باعث شده است که کشور مغرب به تدریج از از ارزش های سنتی خود فاصله بگیرد و به سوی ارزش های جهانی همچون حقوق بشر حرکت کند. در این میان عامل مهاجرت را نباید نادیده گرفت. زیرا مهاجران از یک سو با ارسال درآمدهای خود و همچنین سرمایه گذاری های مستقیم به توسعه اقتصادی کشور کمک می کنند و از سوی دیگر به عنوان یکی از عوامل منتقل کننده ارزش های جدید به کشور محسوب می شوند. به گونه ای که سهم درآمد مهاجران در اقتصاد مغرب با سهم صادرات و گردشگری برابری می کند. به عبارت دیگر این سه مورد تقریباً نقش یکسانی در اقتصاد مغرب دارند. روند مهاجرت کارگران مغربی به اروپا در سال های اخیر در نتیجه قراردادهایی که مغرب با کشورهای اروپایی منعقد کرده است، رشد فراوانی داشته است به گونه ای که امروز حدود سه میلیون مغربی در اروپا زندگی می کنند. اما این قراردادها نتایج دیگری نیز برای مغرب به همراه داشته است. تعدیلات ساختاری که در قالب آزادسازی تجاری و مالی و باز کردن درهای اقتصاد مغرب به روی اروپاییان، خصوصی سازی و اصلاح نظام گمرکی و مقررات زدایی از ورود و خروج کالاها خود را نشان داده است از جمله نتایج آن است. البته توافقات مغرب با نهادهای بین المللی (همچون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول) نیز نقش فراوانی در اجرای برنامه های تعدیل ساختاری داشته است. تحولات مذکور به رشد اقتصادی مغرب کمک کرده است و اقتدار دولتی را در عرصه سیاسی به چالش کشیده است. روند دموکراسی سازی به قدرت گرفتن گروه ها و احزاب اسلام گرا و همچنین برخی گروه های فمینیستی منجر شده است و دولت دیگر همچون گذشته نمی تواند آن ها را کنترل و محدود سازد. اما جهانی شدن در بعد فرهنگی پدیده ای متناقض و همزمان را در مغرب رقم زده است. از یک سو ارزش های جهانی در قالب پدیده همگون شدن فرهنگی در مغرب رواج یافته است و از سوی دیگر خرده فرهنگ های سنتی (همچون گناوا) در حال عرض اندام در عرصه فرهنگی مغرب هستند. این پدیده از نگاه فرانوگرایان بدین دلیل اتفاق می افتد که بر خلاف تصور رایج همگون شدن فرهنگی به نابودی خرده فرهنگ ها منجر نمی شود بلکه باعث می شود که این خرده فرهنگ ها و فرهنگ های سنتی خود را بازسازی و احیا کنند. بدین دلیل است که فمینیسم و اسلامگرایی در مغرب به عنوان دو جریان فرهنگی مخالف در حال نیرو گرفتن هستند.

واژگان کلیدی: جهانی شدن، کشور مغرب، جهانی شدن سیاسی، جهانی شدن اقتصادی، جهانی شدن فرهنگی، حکومتداری مطلوب، دموکراسی سازی، همگون شدن فرهنگی

منو اصلی

صفحه اصلي | اخبار | گالری عکس
©1392 دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
Copyright © 2003-2013 School for International Relations of the Ministry of Foreign Affairs (SIR) - All rights reserved.