صفحه اصلياخباراطلاعیه هاکارگاه هادرباره ماتماس با ماEnglish
عوامل موثر بر فرآيند دولت- ملت سازي

عوامل موثر بر فرآيند دولت- ملت سازي

چکیده

طولانی ترین جنگ تاریخ ایالات متحده، نه در همسایگی مرزهایش و نه در آمریکای لاتین که قرن های متوالی حیات خلوت آمریکا بوده است و نه در اروپای غربی رخ داده است. این جنگ بیش از یک دهه نیروهای نظامی این کشور و متحدانش را راهی افغانستان، یکی از فقیرترین و عقب نگاه داشته ترین کشورهای دنیا، نموده است. جنگی طولانی که هنوز متفکران، کارشناسان و سیاست مداران پایانی برایش تصویر نکرده اند. شاید کمتر کسی در سال 2001 و هنگامی که دولتمردان نومحافظه کار ایالات متحده در پی حملات تروریستی به قلب این کشور تصمیم حمله نظامی به افغانستان را اتخاذ نمودند، چنین وضعی را پیش بینی می نمود. امروز رسیدن به ثبات و امنیت در افغانستان آرزوی بسیاری از بازیگران است، هرچند که هر بازیگری از منظر خود به این موضوع می نگرد. بسیاری رسیدن به این ثبات را تنها از راه تکمیل فرآیند دولت-ملت سازی در این سرزمین ممکن می دانند. این نوشتار در پی آن است، تا در حد توان به این موضوع بپردازد.

با مروری که بر ادبیات موجود در این باره به عمل آمد مشخص گردید که هنوز مباحث نظری جدی در مورد موضوع دولت-ملت سازی شکل نگرفته است و کسانی هم که در این حوزه وارد شده اند با دغدغه های اجرایی و کارکردی به موضوع نگریسته اند. در نتیجه، ضعف جدی در مباحث مربوط به این موضوع مشاهده می شود. به طوری که در بسیاری از موارد حتی مفاهیم دولت سازی، ملت سازی و دولت-ملت سازی با یکدیگر خلط شده اند و نویسندگان متعددی آنها را به جای یکدیگر به کار برده اند. در مورد افغانستان هم به علت حساسیت های امنیتی پرشمار، به رغم آثار فراوان تولید شده در این زمینه، بیشتر تولیدات علمی به مباحث جاری پرداخته اند. این آثار با وجود ارایه انبوه اطلاعات در مورد افغانستان که در طول تاریخ این کشور بی سابقه بوده است، هیچ یک به طور کامل موضوع دولت-ملت سازی را مورد بحث قرار نداده اند. آثار موجود هم تحت تاثیر مدل آمریکایی دولت-ملت سازی به مباحث مربوط به استقرار دولت پرداخته اند و مفهوم ملت و دولت-ملت مورد تغافل واقع شده است.

به این ترتیب این پایان نامه درصدد پاسخگویی به این پرسش اصلی بود که: " مهم ترین عامل موثر در عدم توفیق دولت ایالات متحده آمریکا در فرآیند دولت-ملت سازی در افغانستان در دوره مورد نظر چیست؟" و فرضیه اصلی هم این بود که نادیده گرفتن عوامل هویتی-تاریخی توسط ایالات متحده آمریکا مهم ترین عامل عدم توفیق در فرآیند دولت-ملت سازی در افغانستان است.

برای پاسخگویی به این پرسش در فصل دوم ابتدا به ارایه تعاریف متعدد از مفاهیم کلیدی مورد استفاده در متن تحقیق پرداخته ایم. سپس برای هر مفهوم، تعریف نهایی و مورد نظر خود را ارایه نموده ایم. در بخش دوم این فصل مروری بر نظریه های دولت سازی و ملت سازی نموده و در انتها هم چارچوب نظری مورد نظر خود برای تحلیل موضوع را ارایه نموده ایم. در فصل سوم بر اساس الگوی نظری برآمده از فصل قبل و با بررسی شرایط تاریخی و کنونی افغانستان کارآمدترین مدل دولت-ملت سازی برای افغانستان را طراحی و توصیه نموده ایم. همچنین آنچه امروز تحت عنوان دولت-ملت سازی در افغانستان در جریان است را توصیف و مدل آن را استخراج نموده ایم. در نهایت با مقایسه مدل کارآمد و مدل در حال اجرا به قضاوت در مورد کارآمدی فرآیند دولت-ملت سازی در افغانستان پرداخته ایم. در فصل چهارم با استفاده از شاخص های برگرفته از فصل دوم ومدل های در حال اجرا و مطلوب بحث شده در فصل سوم و با استفاده از اطلاعات موجود در مورد میزان حضور و فعالیت فعلی جمهوری اسلامی ایران و ظرفیت های موجود برای ایفای نقش در پروژه دولت-ملت سازی مطلوب در افغانستان به بررسی وضعیت فعلی حضور جمهوری اسلامی ایران و توانمندی های ایفای نقش بیشتر در این زمینه پرداخته ایم.

در نهایت مقایسه مدل در حال اجرا و مدل مطلوب دولت-ملت سازی در افغانستان علل اصلی ناکارآمدی مدل فعلی را نمایان ساخته است. این علل عبارتند از: عدم توجه به عنصر اساسی هویت ملی، جایگزین نمودن فهم متقابل عمومی با امنیت سخت افزاری، قرار دادن پایه های مشروعیت حکومت فعلی افغانستان در خارج از افغانستان، قایل نبودن جایگاهی فعال برای مردم، از دست رفتن فرصت تاریخی و نگاه کوتاه مدت به پروژه دولت-ملت سازی در افغانستان.

منو اصلی

صفحه اصلي | اخبار | گالری عکس
©1392 دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
Copyright © 2003-2013 School for International Relations of the Ministry of Foreign Affairs (SIR) - All rights reserved.