امروز چهارشنبه  ۹ ارديبهشت ۱۴۰۵
۱۴۰۵/۰۲/۰۹- ۱۳:۲۱

سخنرانی دکتر دهشیری در نشست دستاوردهای ایران در جنگ سوم تحمیلی در خبرگزاری ایرنا مورخ 1405/2/6

رئیس دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه بزرگترین دستاورد ایران در جنگ ۴۰ روزه را برندسازی تمدنی ایران است و گفت: این همان برند تمدنی ایرانیان است که عمق فرهنگ خود را به نمایش گذاشت. توانایی تبدیل سوگ به حماسه، قدرتی است که در فقدان رهبر عزیزمان نیز شاهد بودیم؛جایی که توانستیم آن را به یک حماسه میدانی و استحکام درونی تبدیل کنیم.

به گزارش خبرنگارسیاسی ایرنا، دکتر محمدرضا دهشیری در نشست دستاوردهای ایران در جنگ سوم تحمیلی؛ روایت پیروزی که به کوشش خبرگزاری جمهوری اسلامی و مجمع جهانی صلح اسلامی‌برگزار شد، گفت:ما در یک برهه بسیار حساسی زندگی می‌کنیم که به عنوان یک پیچ تاریخی هم می‌تواند درتاریخ روابط سیاسی ایران و همچنین در تاریخ تحولات سیاسی مورد توجه قرار گیرد.


رئیس دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه افزود: عمق استراتژیک ایران دارای ابعاد چندلایه و سه‌بعدی است. اولین و مهم‌ترین بُعد، مردم هستند که بااتکا به تاب‌آوری آنان، نظام توانست تاب آوری خود را به اثبات برساند. بُعد دوم، جغرافیا است؛ وسعت سرزمینی ایران به ما امکان مقاومت برابر ضربات سنگین دشمن را داد و توانستیم از مزیت ژئوپولیتیک خود بهره‌مند شدیم. سومین بُعد عمق استراتژیک، محور مقاومت است که با هماهنگی با نیروهایی چون حزب‌الله لبنان، گروه‌های مقاومت در عراق و به‌طور بالقوه انصارالله یمن، این لایه سه‌گانه را محقق ساختیم. وی با بیان اینکه در حوزه بازدارندگی نیز، ایران توانسته است یک بازدارندگی چندبُعدی را به نمایش بگذارد، تاکید کرد: اولین بُعد، بازدارندگی شناختی یا ادراکی است. این بدان معناست که تصویر ایرانِ ضعیف را باتصویری از ایرانِ قوی جایگزین کردیم. همانطور که می‌دانید، در روابط بین‌الملل، ادراک‌هاو برداشت‌های طرفین اهمیت بسزایی دارد. هدف این است که دشمن را از این تصور که می‌توانددر آینده به ایران حمله کند، منصرف سازیم تا حتی به مخیله‌اش هم خطور نکند که با یک ایران ضعیف روبرو خواهد شد. این خود یک بازدارندگی شناختی محسوب می‌شود که در این جنگ به نمایش درآمد، زیرا خودِ این جنگ بر کیفیت ادراک‌ها تأثیر گذاشت.

رئیس دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه اظهار کرد: در جنگ ادراکی، ما موفق بودیم و توانستیم به بازدارندگی شناختی-ادراکی دست یابیم. بُعد دوم بازدارندگی، بازدارندگی نامتقارن است.اگرچه در عرصه نظامی، توانمندی‌های ما با دشمن برابر نبود، اما با تکیه بر این رویکرد،موفق شدیم. یکی از فرماندهان نظامی‌که با امام شهید دیدار کرده بودند، خاطره‌ای رانقل می‌کرد: ایشان در مواجهه با مشکل مقابله با ناوهای آمریکایی، راهکار جالبی ارائه دادند. امام شهید فرمودند: "شما اگر کسی سنگی بزرگ به سمت شما پرتاب کند و شماسنگی هم‌اندازه آن نداشته باشید، اما اگر تعداد زیادی شن به سمت او پرتاب کنید، اونمی‌تواند همه آن‌ها را دفع کند."


**ایران با هزینه‌ اندک، پیشرفته‌ترین سیستم‌های آفندی غرب رافلج کرد**

دکتر دهشیری گفت:از این ایده، ما به برنامه‌ریزی برای قایق‌های تندرو و سرمایه‌گذاری بر پهپادها رسیدیم.در عرصه دریایی، با قایق‌های تندرو توانستیم با ناوها مقابله کنیم و در عرصه هوایی،با انبوه پهپادها تأثیرگذاری خود را بر دشمن افزایش دهیم. این امر منجر شد که هزینه‌گزافی را به دشمن تحمیل کنیم. در واقع، دشمن در معادله هزینه-فایده مجبور شد برای مقابله با تسلیحات تهاجمی ما (که در پوشش رویکرد پدافندی به کار گرفته بودیم)، موشک‌های گران‌قیمت خود را مصرف کند. بدین ترتیب، ما توانستیم معادله برآورد هزینه را بر هم بزنیم. ایندیپلمات ارشد یادآور شد: در این جنگ نامتقارن، موفق شدیم توانمندی‌های خود را به نمایشبگذاریم. انصافاً ایران توانست با صرف هزینه‌ای اندک، پیشرفته‌ترین سیستم‌های آفندی غرب را فلج کند. نمونه بارز آن را در تنگه هرمز شاهد بودیم؛ جایی که با همین امکانات محدود، از طریق مین‌گذاری و استفاده از قایق‌های تندرو، تنگه را تحت کنترل درآوردیم.به قول برخی نظریه‌پردازان، امروزه تنگه هرمز به سلاح اتمی ایران تبدیل شده است.»

دهشیری تصریح کرد:«بُعد سوم بازدارندگی را می‌توان بازدارندگی موزاییکی نامید، در این رویکرد، هر استان از استقلال عمل برخوردار است. نمونه بارز آن را در شکست دشمن در اصفهان مشاهده کردیم؛جایی که خود اصفهان محوریت داشت و تمام استان‌ها، حتی استان‌های مرزی، به تنهایی توانستندبا این استقلال عمل، مقابله کنند. این امر موجب شد که علی‌رغم به شهادت رسیدن تعدادقابل توجهی از فرماندهان و سرداران باتجربه کشور، هر استان به تنهایی قادر به حفظ قدرت پدافندی و آفندی خود باشد و صلابت سیستم را به نمایش بگذارد. این نوع بازدارندگی، خصوصاً در بعد نظامی، بسیار حائز اهمیت است. وی گفت: بُعد چهارم، بازدارندگی شبکه‌ای است که در آن از شبکه مقاومت و بازیگران غیردولتی استفاده می‌شود. این رویکرد نشان داد کهالگوی مقاومت همچنان کارآمد است و می‌تواند مانع قابل توجهی برای دشمن ایجاد کند. نظریه«وحدت ساحات» در اینجا به خوبی تجلی یافت؛ همانطور که حزب‌الله لبنان دلاورانه به حمایت از ما برخاست، ما نیز در حمایت از آنان در جبهه مقاومت بودیم و با اولتیماتوم ایران،رژیم صهیونیستی مجبور به توقف تعرضات خود به جنوب لبنان شد. این دیپلمات ارشد خاطر نشان کرد: بُعد پنجم، بازدارندگی تکنوپلیتیک است. در این رویکرد،ما تنها به جغرافیا به عنوان عامل بازدارنده نگاه نمی‌کنیم، بلکه پیوند این جغرافیارا با فناوری‌های بومی خودمان مد نظر قرار می‌دهیم. این ترکیبِ تکنولوژی و جغرافیا،ثبات استراتژیک ما را رقم زده و مانع از تحقق حمله برق‌آسای دشمن شد.


**توانستیم دشمن را به فرسایش بکشانیم**

دکتر دهشیری افزود:در همین راستا، رابرت کاپلان در مقاله‌ای تحت عنوان «نفرین جنگ‌های متوسط» به طبقه‌بندی جنگ‌ها می‌پردازد. او جنگ‌ها را به سه دسته تقسیم می‌کند: جنگ‌های طولانی (مانند جنگ‌های جهانی اول و دوم که قدرت‌های بزرگ خود را برای آن‌ها آماده می‌کنند)، جنگ‌های کوتاه و برق‌آسا (که به سرعت به اهداف خود می‌رسند) و جنگ‌های متوسط. جنگ‌های متوسط، مانندجنگ ویتنام یا جنگی که «جنگ رمضان» نامگذاری شده، فرسایشی هستند و موجب فرسایش قدرت دشمن می‌شوند. این نوع جنگ‌ها، که دشمن معمولاً برای عملیات برق‌آسای کوتاه‌مدت (مثلاًسه روزه) خود را آماده کرده، در برابر یک جنگ فرسایشی، کارایی خود را از دست می‌دهندو منجر به فرسایش قدرت او می‌شوند. رئیس دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه ادامه داد: این رویکرد منجر شد که دشمن که بر روی فاز راهبردی (شامل تغییر نظام سیاسی،تجزیه ایران و فروپاشی سیاسی) سرمایه‌گذاری کرده بود، مجبور شود از این فاز راهبردی فاصله گرفته و وارد فاز عملیاتی شود. در واقع، سطح تحلیل دشمن از راهبرد به تاکتیک تقلیل یافت. این توان ما بود که توانستیم دشمن را به فرسایش بکشانیم. دکتر دهشیری افزود:این رویکرد، مفهوم بازدارندگی را فراتر از ابعاد نظامی و امنیتی برده و به بازدارندگی تمدنی تعبیر می‌کند. بزرگترین دستاورد ما در این جنگ، برندسازی تمدنی ایران است. همانطورکه یورگن‌هابرماس اشاره کرد، ایران با شکست عقلانیت ابزاری غرب، خود را به عنوان مظهرعقلانیت ارزشی معرفی کرد. این توانایی ما در فعلیت بخشیدن به قدرت تمدنی‌مان بسیارحائز اهمیت است. وی خاطر نشان کرد: برخلاف فرار صهیونیست‌ها به پناهگاه‌ها، ایرانیان در هنگام موشک‌باران، به جای پناه بردن، در میدان حضور یافتند، به جای فرار از کشور به کشور باز می‌گشتند و به جای هجوم به فروشگاه‌ها بسیار آرام خرید می‌کردند. وی تصریح کرد: این همان برند تمدنی ایرانیان است که عمق فرهنگ خود را به نمایش گذاشت. توانایی تبدیل سوگ به حماسه، قدرتی است که در فقدان رهبر عزیزمان نیز شاهد بودیم؛ جایی که توانستیمآن را به یک حماسه میدانی و استحکام درونی تبدیل کنیم.

رئیس دانشکده روابطبین‌الملل وزارت امور خارجه اظهار داشت: این سیستم خودترمیم‌شونده، مبتنی بر عزتمندی،تسلیم‌ناپذیری، صلابت روحی و اراده است. علاوه بر این، این تمدن بر احترام به ادیانالهی نیز تأکید دارد؛ نگاه ما به پاپ و احترام به مسیحیت، در تضاد آشکار با رویکردتحقیرآمیز ترامپ نسبت به پاپ و اهانت مشمئزکننده صهیونیست‌ها به نمادهای مسیحیت قرارمی‌گیرد.


**ما نشان دادیم که الگوریتم ایرانی مبتنی بر وحدت در سایه خطراست**

دکتر دهشیری یادآورشد که این تقابل، نمادی از دو تمدن است، تمدنی در اوج بالندگی، مظهر کرامت و عزت وتمدنی در حال زوال اخلاقی و فروپاشی هنجاری. این نشان می‌دهد که منطق کرامت در مقابل منطق هزینه-فایده غربی یا برخورد یک ملت کهن با ماشین قدرت مدرن قرار گرفته است. این دیپلمات ارشد با بیان اینکه ما توانستیم نشان دهیم که الگوریتم ایرانی مبتنی بر وحدتدر سایه خطر است، افزود: تاب‌آوری، سرمایه اجتماعی، انسجام درونی، خودآگاهی جمعی وبلوغ سیاسی ما، قدرت فرهنگی و تمدنی‌مان را که بر پایه‌ نوع‌دوستی، میهن‌دوستی و استحکام درونی بنا شده، به منصه ظهور رسانده است. وی تصریح کرد: واقعیت این است که کشورهای منطقه به این درک رسیده‌اند که امنیت وارداتی نمی‌تواند پایدار باشد. آنها همچنین متوجه شده‌اند که پایگاه‌های نظامی خارجی، که قرار بود امنیت مطلق را برایشان تامین کنند،نه تنها این هدف را محقق نکرده‌اند، بلکه به معضلی برایشان تبدیل شده‌اند. این کشورهااکنون در موقعیتی قرار دارند که نه قادر به خروج نیروهای خارجی از خاک خود هستند ونه می‌توانند مانع سوءاستفاده احتمالی این نیروها شوند. دکتردهشیری با یادآوری اینکه در جنگ اخیر، شاهد نخستین تبادل آتش مستقیم بین ایران و پایگاه‌های نظامی‌کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بودیم، گفت: این تبادل آتش به این دلیل رخ دادکه حملاتی از سوی این پایگاه‌ها به ایران صورت گرفت و پس از آتش‌بس نیز، امارات مجدداًبه جزایر لاوان و سیری حمله کرد که با پاسخ ایران مواجه شد.


این دیپلمات پیشین کشورمان با تاکید بر لزوم تمایز قائل شدن در مورد کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس گفت:عمان کاملا همواره به عنوان یک بازیگر صادق و همسو، نقش میانجی‌گرانه خود را با صداقت ایفا کرده است، بحرین و امارات، در سوی دیگر معادله قرار دارند. ایران در گذشته به دلیل ملاحظات مالی و تراکنش‌های اقتصادی با امارات، مماشات در پیش گرفته بود، اما اکنون این رویکرد کنار گذاشته شده و ایران پیگیر منافع خود از مسیرهای دیگر است. قطر و عربستان نیز تلاش کرده‌اند با اتخاذ سیاست «آرام‌سازی اوضاع» پس از پاسخ ایران، تنش‌ها را کاهش دهند. این تلاش‌ها منجر به کاهش تبادل آتش با این کشورها در مقاطع بعدی شد.


**بازنگری کشورهای منطقه در رویکردهای امنیتی**

دهشیری گفت: همچنین کویت، در موقعیتی بینابینی قرار گرفته است. این کشور از یک سو تلاش می‌کند تا با اقدامات ایران مخالفت کند، اما از سوی دیگر، توانایی لازم برای این کار را ندارد. علاوه براین، کویت همزمان تحت توجه گروه‌های عراقی نیز بوده و مشخص نبود که باید کدام سمت راهدف قرار دهد. رئیس دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه اضافه کرد: این تجربیات نشان می‌دهد که اتکای صرف به قدرت‌های خارجی، راه‌حل پایداری برای امنیت منطقه نیست و کشورها به سمت بازنگری در رویکردهای امنیتی خود و اتکا به توانمندی‌های داخلی و منطقه‌ای سوق داده خواهند شد. وی با بیان این که ما هم اکنون یک محیط و منطقه خاکستری هستیم که وضعیت نه جنگ و نه صلح است، گفت: این فضا یک فضای پویایی است یعنی دائم در حال شدن و تحول است، فضایی که دائم در حال تغییر است پیش بینی ناپذیری و عدم قطعیت هم از ویژگی‌هایآن است، نیازمند یک استراتژی پویا و در عین حال چند سطحی است.


دکتر دهشیری تاکیدکرد: ما نمی‌توانیم یک زمان‌بندی خطی در پاسخ‌هایمان داشته باشیم بلکه باید توان این را داشته باشیم که لایه‌های تأثیرگذاری و کنش خودمان را مرتب تغییر بدهیم مثل یک بازی فوتبالی که مربی تصمیم می‌گیرد دائم سیستم بازی را تغییر بدهد و ما هم اکنون به این انعطاف و پویایی نیاز داریم که در شرایط عدم قطعیت بتوانیم پیش بینی پذیر نباشیم یعنی طرف مقابل نتواند حدس بزند که اقدام بعدی ما چیست در این شرایط رویکرد یعنی استراتژی ابهام داشته باشیم. در این نشست، دکتر سید رسول موسوی معاون بین‌الملل و امور دانشجویان غیر ایرانی دانشگاه آزاد اسلامی و دکتر داود عامری دبیر کل مجمع جهانی صلح اسلامی نیزسخنرانی کردند.

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما