مصاحبه رییس دانشکده روابط بینالملل، دکتر دهشیری با هیسپان تی وی
جناب آقای دکتر دهشیری روز پنجشنبه مورخ 10 اردیبهشت 1405 به دعوت شبکه اسپانیایی زبان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (هیسپان تیوی) با این شبکه خبری به مصاحبه پرداختند.
جناب آقای دکتر دهشیری روز پنجشنبه مورخ 10 اردیبهشت 1405 به دعوت شبکه اسپانیایی زبان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (هیسپان تیوی) با این شبکه خبری به مصاحبه پرداختند. آقای دکتر دهشیری رئیس محترم دانشکده روابط بینالملل در پاسخ به این پرسش که چرا ترامپ اساساً تصمیم گرفت وارد تقابل و تهاجم علیه ایران شود؟ اظهار داشت که به اعتقاد من، ترامپ به دنبال یک جنگ
ترکیبی علیه ایران بود؛ جنگی که هدف اصلی آن ایجاد فروپاشی سیاسی، تضعیف ساختار حاکمیتی و در نهایت تغییر نظام سیاسی بود. اگر این اهداف محقق نمیشد، دستکم میخواست توان بازدارندگی و ظرفیت راهبردی ایران را از بین ببرد. اما ایران توانست روند جنگ را تغییر دهد به گونهای که ابتدا درگیری از فاز امنیتی به تقابل مستقیم نظامیکشیده شد، سپس ابعاد اقتصادی پیدا کرد و در ادامه به سطح منطقهای و حتی بینالمللی تصاعد افقی یافت؛ چرا که تأثیر آن بر زنجیره تأمین جهانی و بازار انرژی آشکار شد. در واقع، ایران جنگ را از سطح راهبردی موردنظر آمریکا به فاز عملیاتی و فرسایشی تبدیل کرد؛ جایی که آمریکا ناچار شد درباره امنیت تنگه هرمز، عبور کشتیها و هزینههای منطقهای خود چانهزنی کند. در نهایت هم وقتی آمریکا به اهدافش نرسید، به سمت حمله به زیرساختها و آسیبزدن به مردم غیرنظامی رفت. این موضوع نشان داد که واشنگتن نه براساس ارزشهای ادعایی خود، بلکه اکنون براساس هیجانات و تصمیمات شخصی ترامپ عمل میکند. آقای دکتر دهشیری همچنین در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه برکناریها و اختلافات در دولت ترامپ تا چه حد نشاندهنده بحران در ساختار تصمیمگیری آمریکا است؟ اظهار داشتند که بخش مهمی از این چندصدایی به شخصیت و شیوه تصمیمگیری ترامپ برمیگردد. زیرا او معمولاً واقعیتهای میدانی را نمیپذیرد و بیشتر براساس ذهنیت و تمایلات شخصی تصمیم میگیرد. به همین دلیل، بسیاری از مشاوران یا مجبور به سکوت و تبعیت میشوند یا ترجیح میدهند کنار بروند. ترامپ
عمدتاً حرفی را میشنود که مطابق میلش باشد و نگاه انتقادی را برنمیتابد. همین مسئله باعث شده حتی در درون حزب جمهوریخواه و میان حلقه حاکمه آمریکا شکاف جدی شکل بگیرد. بسیاری از چهرههای سیاسی و نظامی آمریکا معتقدند سیاستهای ترامپ با منافع ملی این کشور و واقعیات میدان در تضاد است.
سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در سنگال در پاسخ به این پرسش که اعتراضات ضدجنگ در آمریکا چه تصویری از پایگاه اجتماعی ترامپ و جنبش ماگا ارائه میدهد؟ توضیح داد که افکار عمومی آمریکا به تدریج نسبت به ترامپ منفیتر شده و حتی در میان بدنه جمهوریخواهان نیز ریزش قابل توجهی دیده میشود. بسیاری معتقدند ادامه جنگ میتواند به افزایش قیمت سوخت، کالاها و فشار اقتصادی بر مردم آمریکا منجر شود و همین مسئله شانس جمهوریخواهان را برای پیروزی در انتخابات میاندورهای کاهش خواهد داد. زیرا جنبش ماگا با شعار «عظمت دوباره آمریکا» شکل گرفت، اما اکنون بخشی از حامیانش معتقدند سیاستهای ترامپ بیشتر در خدمت
منافع رژیم صهیونیستی قرار گرفته تا منافع مردم آمریکا. در مقابل، کشورهایی مانند روسیه و چین توانستهاند موقعیت بینالمللی خود را تقویت کنند و این موضوع باعث شده بخشی از جامعه آمریکا احساس کند سیاستهای ترامپ با واقعیتهای داخلی و جهانی همخوانی ندارد. ایشان همچنین درخصوص موضع ایران درباره تنگه هرمز و برنامه هستهای و تأثیر آن بر محاسبات اظهار داشتند که ابتدا باید تأکید کرد که خلیج فارس همواره خلیج فارس بوده و تمام اسناد تاریخی نیز این موضوع را تأیید میکنند. تلاش برای تغییر این نام یا استفاده از عناوین جعلی، بیشتر جنبه تبلیغاتی و سیاسی دارد. درباره تنگه هرمز نیز باید توجه داشت که ایران در شرایط جنگی، مسئله امنیت این آبراه را در اولویت قرار داد. وقتی از مسیر تنگه برای انتقال تجهیزات نظامی و تهدید علیه امنیت ایران استفاده میشود، طبیعی است که جمهوری اسلامیکنترل بیشتری بر مسیر ترددها اعمال کند. ایران معتقد است محاصره دریایی آمریکا برخلاف اصول و موازین حقوق بینالملل است و در مقابل آن، براساس موازین قانونی و در تعامل با جامعه جهانی عمل خواهد کرد.
دکتر دهشیری در پاسخ به این پرسش که آمریکا تلاش داشت در داخل ایران شکاف ایجاد کند، اما به نظر میرسد نتیجه معکوس گرفته و اکنون این موضوع چه اثری بر روند دیپلماتیک داشته است؟ بیان داشت که واقعیت این است که اختلافنظرها بیشتر
در داخل هیأت حاکمه آمریکا دیده شد تا در ایران. در مذاکرات نیز مشخص بود که هرکدام از چهرههای نزدیک به ترامپ، از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه میکنند؛ برخی منافع لابی صهیونیستی را دنبال میکردند، برخی منافع اقتصادی و برخی نگاه صرفاً نظامی داشتند و این نگاههای متناقض سبب شد انسجام راهبردی در واشنگتن شکل نگیرد. در مقابل، در ایران شاهد نوعی وحدت و همگرایی بودیم؛ چراکه جامعه ایرانی در مواجهه با تهدید خارجی به سمت انسجام حرکت میکند. در نتیجه، تلاشی که قرار بود به شکاف داخلی در ایران منجر شود، به نوعی اثر بومرنگی پیدا کرد و اختلافات را به داخل آمریکا بازگرداند. ایشان همچنین در بیان ارزیابی خود از انسجام دولت و ملت ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم افزودند که ایران یک تمدن تاریخی با ریشههای عمیق فرهنگی و هویتی است و همین مسئله در شرایط بحرانی خود را نشان میدهد. در این جنگ، هم نیروهای نظامی و هم مردم نقش مهمی در حفظ انسجام ایفا کردند. از یک سو، نیروهای مسلح در میدان به دفاع از کیان سرزمین پرداختند و از سوی دیگر مردم تلاش کردند آرامش اجتماعی و وحدت ملی حفظ شود. دولت نیز سعی کرد کمبودی در کالاهای اساسی بروز نکند. جامعه ایران نوعی بلوغ سیاسی از خود نشان داد. برخلاف رژیم صهیونیستی که ساکنانش در شرایط جنگی دچار آشفتگی و فرار میشود، در ایران نوعی همدلی و احساس مسئولیت جمعی شکل گرفت و حتی بسیاری از منتقدان داخلی نیز در برابر تهدید خارجی کنار نظام جمهوری اسلامی ایران ایستادند. دکتر دهشیری همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا واقعاً پیشبینی میکرد ایران از گزینه بستن تنگه هرمز استفاده کند بیان داشت که به نظر من آمریکا این احتمال را اندک میدانست زیرا در عمل توان و اراده ایران را دستکم گرفته بود. تصور آنها این بود که ایران وارد یک جنگ فرسایشی نخواهد شد و در مدت کوتاهی تحت فشار قرار میگیرد. اما ایران توانست تابآوری خود را به منصه ظهور رساند و مرحله به مرحله دامنه جنگ را گسترش دهد؛ همین مسئله باعث شد تأثیرات جنگ بر اقتصاد جهانی و بازار انرژی بسیار بیشتر از پیشبینیهای اولیه باشد. در واقع، آمریکا و متحدانش تصور نمیکردند که تصمیمات ایران بتواند چنین هزینهای به معادلات جهانی تحمیل کند.