سخنرانی رئیس دانشکده در همایش بینالمللی خرد و اقتدار ایرانی در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان
دکتر دهشیری رئیس دانشکده روابط بین الملل در همایش بینالمللی «خرد و اقتدار ایرانی در جنگ دوازدهروزه» که در تاریخ ۴ خردادماه ۱۴۰۵، با حضور اندیشمندان و تحلیلگران ارشد در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد، در مقالهای با عنوان «عقلانیت چندلایه ایرانی در جنگ ۱۲ روزه»، به کالبدشکافی استراتژیک رفتار ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر پرداخت.
تقابل منطق «شطرنج» و «پوکر» در عرصه بینالملل دکتر دهشیری در ابتدای سخنان خود با تبیین دو نوع عقلانیت «ابزاری» و «مبتنی
بر غریزه»، به تفاوت ماهوی تفکر ایران و دشمنانش اشاره کرد. وی اظهار داشت: «در حالی که طرف مقابل بر اساس منطق پیشبینیناپذیر و پرریسک پوکر عمل میکرد، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به منطق محاسبهگر و دقیق شطرنج، توانست قدرت و اقتدار خود را به رخ بکشد.» وی تأکید کرد که ایران با پاسخهای متناسب و زمانآگاهانه، پیشبینیناپذیریِ آگاهانهای را به دشمن تحمیل کرد تا نشان دهد هرگونه تضعیف اقتدار ملی با واکنشی قاطع و سنجیده روبرو خواهد شد.
پنج لایهی عقلانیت ایرانی
دکتر دهشیری، مدل رفتاری ایران را در پنج سطح کلان تحلیل کرد:
1. عقلانیت فردی و شناختی (نقش خرد در برابر هیجان):در حالی که دشمن تحت تأثیر احساسات و هیجانات، و تاکید بر دو عنصر ترس و نفرت تصمیمگیری میکرد، لایهی نخبگانی ایران بر اساس محاسبه دقیق «هزینه-فایده» مانع از غلبه احساس بر منافع ملی شد.
2. عقلانیت ساختاری و سازمانی (نهادگرایی دفاعی):دکتر دهشیری با تبیین پایداری نظام سیاسی پس از شهادت فرماندهان ارشد نظامی تأکید کرد که بر خلاف نمونههایی چون عراق و لیبی که با حذف رهبران دچار فروپاشی (State Collapse) شدند، ساختار بروکراسی نظامی و سیاسی ایران به قدری مستحکم بود که فرماندهان جدید بلافاصله جایگزین شده و مسیر راهبردی را بدون وقفه ادامه دادند.
3. عقلانیت رفتاری (تنوعبخشی راهبردی): ایران با خروج از اتکای صرف به بلوکهای خاص (روسیه و چین)، گزینههای راهبردی خود را از طریق همسایگان و کریدورهای بینالمللی متنوع کرد و عقلانیت ابزاری را با عقلانیت ارتباطی پیوند زد.
4. عقلانیت اقتضایی و راهبردی (مدل SMART): تصمیمات ایران در این نبرد کاملاً بر اساس الگوی SMART (سنجیده، قابل اندازهگیری، دستیافتنی، واقعگرایانه و زمانمند) بود. این لایه باعث شد «بازدارندگی شناختی» محقق شود؛ به طوری که دشمن به این ادراک رسید که هزینه حمله بسیار بیشتر از سود احتمالی آن است.
5. عقلانیت تاکتیکی (انعطافپذیری و فهم مشترک): شکلگیری یک فهم جمعی در جامعه مبنی بر اینکه هدف نهایی دشمن تجزیه ایران است، منجر به افزایش تابآوری اجتماعی شد. ایران در این لایه با هوشمندی تمام، همهی کارتهای خود را رو نکرد و پلهای دیپلماتیک را برای مدیریت بحران حفظ نمود.
تنشزایی برای تنشزدایی؛ از تلاش دشمن برای تسلیم سازی تا پذیرش آتشبس دکتر دهشیری در بخش تحلیل تنش، به استراتژی تصاعد برای تصاعدزدایی Escalation for de-escalation اشاره کرد و گفت: «ایران با افزایش کنترلشده تنش، طرف مقابل را ناگزیر به پذیرش آتشبس کرد.» وی بزرگترین دستاورد این نبرد را تغییر ادبیات دشمن از مطالبهی «تسلیم بیقید و شرط» (Unconditional Surrender) به درخواست برای «آتشبس بیقید و شرط» (Unconditional Ceasefire) در جنگ ۱۲ روزه دانست که نشانی روشن از پیروزی دیپلماتیک در کنار اقتدار میدانی است.
دکتر دهشیری در پایان با تشریح چهار ستون یا عنصر اصلی قدرت ایرانی شامل تابآوری، نوآوری، انسجام و پایداری، تاکید کرد که ترکیب «صبر راهبردی»، «محاسبهگری خلاق» و «رعایت اصل تناسب» باعث شد تا مدیریت بحران به نفع انسجامملی و حفظ کیان ایران به سرانجام برسد.