مصاحبه رییس دانشکده روابط بین الملل با خبرگزاری دانشجو
دکتر محمدرضا دهشیری رئیس دانشکده روابط بینالملل در یک مصاحبه زنده مورخ ۴ شهریور ۱۴۰۴ با خبرگزاری دانشجو به تشریح وضعیت بین المللی و منطقه ای ایران در روزهای پساجنگ تحمیلی سوم پرداختند، ایشان در تبیین اقدامات مختلف دستگاه دیپلماسی در ایام جنگ تحمیلی بیان کردند که دیپلماسی استانی توانست بسیاری از مشکلات مرزی کشور را حل کند. در حوزه روایتسازی و دیپلماسی عمومی، تا حد زیادی روایتهای دشمنان خنثی شد. همچنین دیپلماسی حقوقی در احقاق مواضع جمهوری اسلامی ایران و تبیین مشروعیت دفاع از کیان کشور در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نقش مهمی داشت.
دکتر دهشیری افزودند که بازدارندگی ما فقط دفاعی و نظامی نبود بلکه بازدارندگی سیاسی و روایی نیز بود و توان جمهوری اسلامی ایران در تبیین قدرت تمدنی و برندسازی از کشور، به عنوان کشوری برخوردار از ظرفیت محاسبهگری و ایجاد هزینه برای دشمن، اهمیت زیادی داشت. اعمال قدرت ایران در عرصههای مختلف، نقش مهمی در شکلدهی به محاسبات طرف مقابل داشته است. وی در تبیین نوع تقابل ایران و آمریکا در جنگ تحمیلی سوم اظهار داشت: طرف مقابل بر اساس قواعد بازی راگبی یا فوتبال امریکایی درصدد یک حمله برق اسا به منظور پیشروی سریع، برخورد مستقیم، تخریب فوری و فشار ناگهانی برای فروریختن ساختارها و شکستن دیوار دفاعی پیچیده کشورمان بوده در حالی ایران مانند یک شطرنج باز حرفه ای بر اساس محاسبه گری، صبر راهبردی و بازی در چند صفحه به صورت همزمان، درصدد ضربه زدن به طرف مقابل بوده است. به عبارتی، اگر دشمن را مات نکردیم، حداقل در وضعیت پات قرار دادیم.
ایشان در ادامه بیان کردند که تفاهمنامه اسلام آباد، الی الابد به عنوان سند افتخار ما خواهد ماند که توانستیم چنین امتیازاتی را از آمریکا بگیریم. ما همچنین در این تفاهم نامه «دیپلماسی مطالبه خسارت» را دنبال کردیم. پذیرش ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری نشان دهنده شکست آمریکا و پیروزی ایران بود. اصولا در روابط بین الملل مرسوم است است که در جنگ ها، دولت آغازگر جنگ خسارت نمی دهد بلکه دولت بازنده ناچار است که خسارت بدهد که در این تفاهم با متعهد شدن امریکا به ایجاد این صندوق، بازنده جنگ هم معرفی شده است. افزون بر این، ما در جنگ روایت ها ، روایت پیروزی خود را نشان دادیم. همچنین ما از مفاد تفاهم نامه توانستیم در بازارایی نظم منطقه استفاده کنیم به نحوی که این تفاهم نامه به معنای به رسمیت شناخته شدن حقوق ایران بر مدیریت تنگه هرمز بود. دکتر دهشیری در ادامه افزودند که در مذاکرات بعدی اگر روی همین تفاهمنامه و تثبیت دستاوردهای آن تمرکز کنیم کفایت میکند زیرا تفاهنامه جدید به عنوان سیگنال ضعف قلمداد میشود.
تنگه هرمز نیز به ستون چهارم بازدارندگی ایران پس از ستونهای موشکی و پهپادی، هسته ای و همچنین مقاومت تبدیل شده است. ترامپ هم معتقد است نتانیاهو با دادههای غلط به او توهم پیروزی داده است و برای همین از رژیم صهیونیستی نمی خواهد تبعیت کند. در واقع، ترامپ هر آنچه که طبق نظر نتانیاهو عمل کرده آمریکا را در یک باتلاقی فرو برده است. اهدافی که آمریکا در این جنگ دنبال میکرد، از جمله تغییر نظام سیاسی، از بین بردن برنامه هستهای و توان موشکی ایران، محقق نشد. موضوع تنگه هرمز نیز مشکلی برای آمریکا شد و این جنگ در نهایت به جنگی بیفایده با هزینههای سنگین برای آمریکا تبدیل شد.
دکتر دهشیری در ادامه با تمرکز بر دیپلماسی موفق جمهوری اسلامی ایران بیان کردند که: دیپلماسی منطقهای ایران بر حفظ تعامل و مدیریت اختلافات در محیط آشوبناک متمرکز بوده است. این هنر دیپلماسی ما بود که رویکرد واکنشی نداشتیم و یک رویکرد مبتنی بر شبکه سازی و رقابت مدیریت شده را دنبال کردیم. در جریان جنگ تحمیلی سوم، تلاشهای دیپلماتیک چندلایه و قابل توجهی انجام شد؛ از استفاده از ظرفیت عمان و پاکستان به عنوان پل دیپلماتیک تا بهرهگیری از ظرفیت قطر برای میانجیگری و پیگیری موضوعات مالی. همچنین از ظرفیت عربستان برای مدیریت تنشها با آمریکا و از همکاری ترکیه در حوزه تعاملات منطقهای و کنترل تنشها به ویژه در بحث لزوم کنترل رژیم صهیونیستی به عنوان عامل بی ثباتی در منطقه بهره گرفته شد. ایشان افزودند که ایران توانسته از ظرفیت جغرافیایی خود به عنوان عاملی برای افزایش تابآوری استفاده کند. همچنین عمقراهبردی ایران را میتوان در سه حوزه تعریف کرد؛ مردم، جغرافیا و شبکه مقاومت. در واقع حضور و همراهی مردم، موقعیت جغرافیایی کشور و ظرفیتهای شبکه ای منطقهای، نقش مهمی در افزایش تابآوری ایران در برابر فشارها و حملات دشمنداشته است. این مؤلفهها توان چانهزنی ایران در عرصه منطقهای را تا حد زیادی افزایش داده است.
سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در سنگال اطهار داشتند که هیچ موضوعی در روابط بین الملل تضمین شده نیست مگر اینکه قدرت بین المللی داشته باشیم. در تفاهمنامه اسلام آباد، موضوعاتی مانند پایان جنگ، مدیریت ایران بر تنگه هرمز پس از ۶۰ روز، لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و پایان جنگ لبنان و عقب نشینی رژیم صهیونیستی از اراضی اشغال شده در لبنان، مورد توجه قرار گرفته بود که نشان دهنده دست برتر ایران در مذاکرات بود. در این میان اما عدم پایبندی آمریکا به توافقات، موضوعی است که حتی برخی کشورهای اروپایی نیز به آن اذعان کردهاند.
ایشان در ادامه اظهار داشتند که تحریم ابزار اقتصادی امریکا نیست بلکه ابزاراعمال فشار است اما تحریم ها در مورد ابران برعکس جواب داده است. واقعیت آن است که امریکا نتوانسته در چارچوب موازین حقوق بینالملل اهداف خود را به پیش ببرد و به همین دلیل از دیپلماسی اجبار و تحریم با هدف افزایش هزینه انتخاب های راهبردی ایران استفاده کرده است تا ظرفیت های ایران را دچار فرسایش
بکند. در واقع این جنگ اقتصادی، یک پیوستار فشار اقتصادی برای فرسوده کردن دولت و ملت ایران داشته است. اما آن چه که منجر به شکست تحریم اقتصادی شده، دفاع مردم از کیان کشور و تاب آوری است. در این میان، دولت خدمتگزار نقش عمدهای در تامین معیشت مردم، جلوگیری از ایجاد نارضایتی در میان مردم و خنثی کردن جنگ اقتصادی آمریکا ایفا نموده است.
رییس دانشکده روابط بین الملل همچنین در خصوص وضعیت تنگه هرمز بیان کردند که دو کنوانسیون درباره تنگهها وجود دارد؛ یکی کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو که مربوط به عبور بیضرر و نه عبور ترانزیت است. و دیگری کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها که مشعر به آزادی عبور همه کشتیها از آبراههای بینالمللی است که ایران عضو کنوانسیون اخیر نیست. ما بر اساس کنوانسیون ژنو، معتقدیم عبور برخی ناوهای
آمریکایی از تنگه هرمز، عبور بیضرر نبوده؛ چراکه زمینه انتقال تسلیحات به بحرین و کویت را فراهم آوردند به نحوی که آنها تسلیحات را علیه ما در دوران جنگ سوم تحمیلی استفاده کردند. در واقع هدف ما غیرنظامیکردن تنگه هرمز است.. البته مدیریت تنگه هرمز توسط ایران و عمان میتواند نقطه مثبتی باشد. توافق میان ایران و عمان در مراحل پایانی قرار دارد و البته عمان تحت فشار آمریکا و برخی کشورهای عربی قرار دارد تا این تغییر مسیر را نپذیرد، اما امیدواریم با درایت طرف عمانی، توافق نهایی شود. بر اساس این توافق، ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، مدیریت آن را بر عهده خواهند داشت. مشورت با دیگر کشورهای ساحلی جنوب خلیج فارس نیز مورد توجه قرار گرفته است. هزینه خدمات دریایی موضوع جدیدی نیست و در بسیاری از آبراهها دریافت میشود زیرا که تأمین امنیت، عملیات نجات کشتیها و مقابله با خسارات زیستمحیطی، نیازمند برنامهریزی و تأمین منابع مالی است.